انواع جمله(تعریف اسم – فعل – صفت – ضمیر- مفعول – نهادو….)با نمونه سوال

جمله از نظر محتوا و پیام چهار نوع است:

ا جمله ی خبری: جمله ای است که خبری را می رساند.              مثال: احمد به مدرسه رفت.

۲- جمله ی پرسشی: جمله ای است که سؤالی را می پرسد.      مثال: احمد کجا رفت؟

۳- جمله ی امری: جمله ای است که انجام عملی را می خواهد.    مثال:کتابتان را باز کنید.

۴- جمله ی عاطفی: جمله ای است که یکی از عواطف واحساسات انسانی مثل تعجّب، تأسف،

خوشنودی، آرزو، دعا،خشم، نفرت و تحسین را بیان می کند.        مثال:

– چه  هوای خوبی!

– افسوس که زمان به سرعت می گذرد!

– دشت هایی چه فراخ!

– کاش امسال به مسافرت برویم!

– سپاس باد یزدان توانا و توانا را!

– آفرین بر تو!

نکته ی مهم: همانطور که در مثال های بالا مشاهده کردید در پایان جملات خبری و امری

علامت نقطه((.)) ودرپایان جملات پرسشی علامت سؤال ((؟)) ودرپایان جملات عاطفی علامت تعجّب

 ((!)) می گذاریم.

اجزای جمله:

هر جمله از دوقسمت نهاد و گزاره تشکیل می شود.

نهاد: قسمتی از جمله است که درباره ی آن خبری داده می شود.

گزاره: گزارش یا خبری است که درباره ی نهاد داده می شود.

نکته ی مهم: نهاد یا گزاره ممکن است شامل یک کلمه یا چندین کلمه باشد.

نحوه ی تشخیص نهاد و گزاره در جمله: برای تشخیص نهاد در جمله می توان از جمله ی سؤالی

چه کسی؟ یا چه چیزی؟ استفاده کرد پس از تشخیص نهاد بقیّه ی جمله گزاره محسوب می شود.

مثال۱:علی به مدرسه رفت.              نهاد:علی            گزاره:به مدرسه رفت

مثال۲: انقلاب اسلامی ایران، یک حادثه ی بزرگ تاریخ است.

 نهاد:انقلاب اسلامی ایران                         گزاره:یک حادثه ی بزرگ تاریخ است

مثال۳:ما باید تاریخ گذشته و امروز خود را بشناسیم.

نهاد: ما                         گزاره:باید تاریخ گذشته و امروز خود را بشناسیم

اجزای گزاره: گزاره از اجزایی تشکیل می شود که مهم ترین جزء آن فعل است که معمولاً در پایان جمله

قرار می گیرد از اجزای دیگری که در قسمت گزاره قرار می گیرد می توان به مسند، مفعول، متمّم و…

اشاره کرد.

فعل: فعل کلمه ای است که انجام عملی یا داشتن یا پذیرفتن حالتی را در زمان معیّن بیان می کند.

ویژگی های فعل:با توجّه به تعریف فوق می توان برای هر فعلی چند ویژگی را در نظر گرفت:

۱- انجام عملی یا داشتن یا پذیرفتن حالتی

 مثال:

علی به مدرسه رفت.( عمل رفتن)

 انقلاب اسلامی ایران، یک حادثه ی بزرگ تاریخ است.

 (فعل” است” داشتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد)

هوا سرد شد. (فعل”شد” پذیرفتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد)

۲-زمان (ماضی، مضارع، آینده)

۳-شخص (اوّل شخص، دوم شخص، سوم شخص)

۴- شمار (مفرد یا جمع)

مسند: مسند حالتی است است که توسّط فعل اِسنادی به نهاد نسبت داده می شود.

فعل اِسنادی: فعلی است که فقط حالتی را به نهاد نسبت می دهند نه انجام عملی.

مثال:

انقلاب اسلامی ایران، یک حادثه ی بزرگ تاریخ است.

 (فعل” است” داشتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد)        پس مسند:یک حادثه ی بزرگ تاریخ

هوا سرد شد. (فعل”شد” پذیرفتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد        پس مسند:سرد

نحوه ی تشخیص مسند در جمله:

امسند فقط در جملات اسنادی می آید.

۲- برای یافتن مسند در جمله از سؤال جه جور؟ یا چه نوع؟ می توان استفاده کرد.

حالا به سوالات زیر جواب دهید:(انواع جمله)

نوع جملات زیر را مشخّص کنید

  1. شاید امروز باران ببارد
    عاطفی
    خبری
    پرسشی
  2. درس هایتان را به دقّت بخوانید
    عاطفی
    خبری
    امری
  3. ما باید به بزرگترها احترام بگذاریم
    خبری
    امری
    پرسشی
  4. هم نشین نیک بهتر از تنهایی است
    خبری
    امری
    عاطفی
  5. ای کاش بتوانم در امتحانات امسال نمرات خوبی کسب کنم
    خبری
    عاطفی
    پرسشی
  6. به دانش فزای و به یزدان گرای
    پرسشی
    عاطفی
    امری
  7. تا توانی می گریز از یار بد
    عاطفی
    امری
    خبری
  8. دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
    پرسشی
    امری
    خبری
  9. ز گهواره تا گور دانش بجوی
    امری
    خبری
    عاطفی
  10. حیف که انسان قدر جوانی را نمی داند
    عاطفی
    امری
    پرسشی

حالا به سوالات زیر هم جواب دهید:(اجزای جمله)

اجزای خواسته شده را در جملات  زیر مشخّص کنید.

  1. چشمه های خروشان تو را می شناسند. نهاد کدام است؟
    تو
    می شناسند
    چشمه های خروشان
  2. هم نشین نیک بهتر از تنهایی است. مسند کدام است؟
    هم نشین نیک
    بهتر از تنهایی
    هم نشین
  3. آفرینش همه تنبیه خداوند دل است . نهاد کدام است
    آفرینش
    است
    خداوند دل
  4. نوجوانی تولّد دوباره ی انسان است. گزاره کدام است؟
    است
    تولّد دوباره ی انسان است
    نوجوانی
  5. مپیچ از ره راست بر راه کج. فعل کدام است؟
    ره راست
    مپیچ
    بر
  6. موش بندها ببرید. مفعول کدام است؟
    بندها
    موش
    ببرید
  7. گلزار زعیش لاله باران شد. مسند کدام است؟
    شد
    لاله باران
    گلزار
  8. دل بی علم چشم بی نور است. نهاد کدام است؟
    چشم
    بی علم
    دل بی علم
  9. سوگند دروغ عمر و اساس زندگی زود با خلل کند. مفعول کدام است؟
    سوگند دروغ
    عمر و اساس زندگی
    با خلل کند
  10. سوگند دروغ عمر و اساس زندگی زود با خلل کند. گزاره کدام است؟
    عمر و اساس زندگی زود با خلل کند
    سوگند دروغ
    با خلل کند

انواع کلمه :

فعل – اسم – صفت – ضمیر – قید – حرف – شبه – جمله .

جمله :

مجموعه ای از کلمه هاست که اندیشه ها، خواستها و عواعطف ها را نشان می دهد . مثال : علی می نویسد ، هوا مطبوع است .

نقش کلمه ها در جمله :

  1. نهاد (فاعل – مسندالیه)              ۲٫ مسند        ۳٫ مفعول
  2. متمم                   ۵٫ صفت                 ۶٫ مضاف الیه
  3. بدل       ۸٫ معطوف           ۹٫ قید        ۱۰٫ منادا

از میان نقشهای فوق؛ صفت، مضاف الیه، بدل و معطوف را نقشهای وابسته گویند .

نهــاد :

بنیاد و پایه ی جمله بر آنها نهاده شده یا به سخن دیگر اساس و نهاد جمله هستند « علی»، «آب» و «هوا» در جمله های زیر نهاد هستند . مانند:

   علی می نویسد      –     آب می جوشد      –     هوا گرم بود .

به نهاد مسندالیه نیز گفته می شود از آن جهت که چیزی به آنها نسبت داده می شود.

در مثالهای فوق « علی ، آب و هوا » مسندالیه هستند .

اگر نهاد کاری انجام داده باشد به آن نهاد فاعل یا «فاعل» می گوییم. فاعل یعنی کننده کار.

مانند:  « علی و مادر » در جمله های زیر فاعل هستند:

علی می نویسد –    مادر غذا پخت .

هر فاعل را مسندالیه می گویند اما هر مسندالیه را فاعل نمی توان گفت .

مفعول :

در جمله ای که فعل آن متعدی باشد. علاوه بر فاعل، نیاز به رکن دیگری است که جمله را کامل می کند و عمل فعل بر آن واقع شود، چنین کلمه ای را « مفعول » گویند .

مفعول هر جمله پاسخی است که به پرسش « چه ، چه چیز ، چه چیز را ، که، که را ، چه کسی را » داده می شود . مثال :

علی « درس » می خواند . چه چیز ؟ درس

ابو علی « شفا » را نوشت . چه چیز را ؟ شفا را

احمد « حسین » را دید . چه کسی را ؟ حسین را

بعضی مفعول همراه « را » ( نشانه مفعولی) می آید که به آن مفعول معرفه گویند .

مثل : کودک «غذا را» خورد و مفعولی که بدون « را » می آید آن «معرفه» نیست .

کودک « غذا » خورد(مراد ؛ بیان غذا خوردن کودک است نه غذای معین)

صفت :

صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمی همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود.

برای یک موصوف می توان چند صفت آورد :

مثل کلمه های « آنچه،  خوب،  به درد بخور » در این عبارت:
آنچه کتاب خوب و به درد بخور در قفسه بود جمع کردم .

مضاف الیه :

اسم یا جانشین اسم هرگاه به وسیله کسره اضافه (حرف نشانه)
وابسته قبل از خود(مضاف) گردد ، مضاف الیه نامیده می شود.
مثل «حق، مجید » در این ترکیبات :

لطف حق –             توپ مجید

از جهت ظاهری فرقی میان مضاف و مضاف الیه و صفت و موصوف نیست . اما ار لحاظ معنایی آن دو فرق دارند. برای تشخیص این ترکیب راههایی وجود دارد از جمله :

۱٫اگر « ی » میان دو ترکیب بیاوریم ساختمان ترکیب وصفی معنی دار است ولی ترکیب اضافی بی معنی :

توپ بزرگ  =  توپی بزرگ  =  ترکیب وصفی

توپ مجید   =  توپی مجید ؟  =  ترکیب اضافی

  1. اگر با حذف کسره در پایان « است » بیاوریم ترکیب وصفی معنی دار ولی ترکیب اضافی بی معنی است .

توپ بزرگ  =  توپ بزرگ است  =  ترکیب وصفی

توپ مجید  =  توپ مجید است ؟   =  ترکیب اضافی

انواع کلمات و ساختمان آنها :

تعریف فعـل :

کلمه یا گروه کلماتی هستند که روی دادن امری، یا واقع شدن حالتی را در زمانی به شخصی نسبت می دهد .

مفاهیم مختلف فعل :

الف) انجام دادن یا گرفتن کاری : محسن در را بست ، شیشه شکست .

ب) واقع شدن کاری بر کسی یا چیزی : علی کشته شد ، نامه نوشته شد .

ج) پذیرفتن حالت یا صفتی : هوا روشن شد ، احمد مریض شد

د) نسبت دادن صفتی به کسی یا چیزی: هوا روشن است، احمد مریض است.

فعل از لحاظ دلالت بر شخص و یا مفرد و جمع بودن شش ساخت ( یا صیغه) دارد . که در اصطلاح به آن صرف فعل گویند                        – از لحاظ زمان :

گذشته ( ماضی) =  رفت ، رفته است ، می رفت و ….

حال =  می رود، دارد می رود و …..

آینده (مستقبل) =  خواهد رفت و ……

صفت

صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمیِ همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود.

در مثالهای زیر، زیر کلماتی که خط کشیده شده، صفت هستند. مانند: کتاب خواندنی  –  کدام شهر  –  هر روز .

ضمیر مشترک

ضمیرهای مشترک که سه کلمه (خود) و (خویش) و (خویشتن) هستند،که اولی متداولتر است و دومی و سومی بیشتر در زبان شعر و ادب به کار می رود :

حساب خود نه کم گیر و نه  افزون .

شاگردان باید احترام معلمان خویش نگه دارند .

ضمیر اشاره

ضمیر اشاره ضمیری است که مرجع آن به اشاره معلوم شود و آن ، همان واژه (این) و ( آن ) و ترکیبات آن دو است (مانند همان و همین ) که اگر همراه اسم بیایند صفت اشاره نامیده

می شوند و اگر بی همراهی اسم بیایند آنها را ضمیر اشاره می نامند. مانند ( این ) و ( آن ) در مثال های زیر:

صفت اشاره : این کتاب را بگیر .

ضمیر اشاره : کتاب را بگیر و آن را بخوان .

ضمیر پرسشی

ضمیرهای پرسشی بعضی همان واژه های پرسشی هستند که مانند ضمیرهای اشاره اگر همراه اسم بیایند صفت پرسشی نامیده می شوند و اگر تنها بیایند  ضمیر پرسشی .

معروف ترین ضمیرهای پرسشی عبارتند از :

«که، چه، کدام، کدامین، کدامی، کی، کجا، کو، چگونه، چند، چندم ، چندمی » که آمد ؟                چه آوردی ؟

قید

   قید مختص : بعضی از قید ها جز نقش قیدی، نقش دیگری در جمله نمی پذیرند، این قبیل قیدها را قید مختص می نامند ، زیرا که اختصاص به نقش قیدی دارند .

مانند:  هرگز – هنوز – البته – مثلا – احیانا – اتفاقاً .

من هرگز او را ندیده ام .

پدرم هنوز از مسافرت برنگشته است .

کلمه هایی که درآخر آنها تنوین دوزبر هست همگی درزبان فارسی قید مختصند .

مانند:  اتفاقاً- احتمالاً- اصلاً- ضمناً .

اتفاقاً دیروز علی را در خیابان دیدم .

اقسام قید از جهت معنی :

قید زمان : مانند :   شب ، بعضی وقتها درجمله زیر :

شب باران آمد .                      بعضی وقتها باران می بارد .

قید مکان : مانند :  اینجا و آنجا  در عبارت زیر :

حسن اینجا نشسته بود و احمد آنجا .

قید مقدار : مانند :  کم کم و زیاد در عبارت زیر :

دیشب باران کم کم آمد اما امروز زیاد بارید .

قید کیفیت : مانند :  خوب  و به آرامی در جمله های زیر :

احمد خوب کار می کند .       احمد به آرامی کار می کند .

قید حالت : حالت فاعل یا مفعول را در حین انجام دادن و انجام گرفتن کار بیان می کند.

مانند : افتان و خیزان و گریان  در جمله های زیر :

مرد مجروح افتان و خیزان خود را به پشت درخت رسانید .

قید تصدیق و تاکید : مانند :  حتماً در جمله : حتما به دیدار شما خواهم آمد .

قید پرسش : مانند: چگونه در جمله : چگونه این کار را انجام خواهید داد ؟

قید شک و تردید : مانندشاید  در جمله: شاید فرداد به کتابخانه بروم .

قید تأسف : تاسف گوینده را از وقوع فعل یا از واقع نشدن آن بیان می کند . مانند : افسوس و متاسفانه  در جمله های زیر :

افسوس که دوستان ، خیلی زود ما را ترک می کنند .

 متاسفانه نتوانستم شما را ببینم .

قید تعجب : مانند : عجبا در این جمله :

عجبا ! عمر آدمی به این زودی به پایان می رسد .

یـاد آوری : حرف اضافه با متمم و گروه متممی جمعا در برخی موارد نقش قیدی پیدا می کنند . مثلاً : احمد در اطاق سرد کار می کند . در (حرف اضافه)+ اطاق ( متمم)+ سرد (صفت اطاق ) =  قید مکان .

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست   از (حرف اضافه ) +  چه (صفت برای سبب) +  سبب (متمم)  =  قید علت.

زبان گفتاری و نوشتاری

نوشتن مانند گفتن ساده نیست و به هنگام نوشتن از قواعد پیروی می کنیم که در گفتار به آن ها توجهی نداریم معمولا ، کلمه ها را به صورت شکسته به کار می بریم. مانند :

گفتاری : آسونی ، می شه ، نمی دونه ، نمی زنه

نوشتاری : آسانی ، می شود ، نمی داند ، نمی زند

کسی که با کسی دل داد و دل بست

                                به آسونی نمی تونه کشه دست

کلمه های معادل

امروزه برای بعضی از کلمه هایی که از زبان بیگانه وارد زبان فارسی شده اند ، کلمه های جایگزین ساخته اند که به این کلمه ها ، کلمه های معادل می گویند. مانند :

هلی کوپتر         بالگرد             پرانتز           کمانک

پاراگراف           بند                 کامپیوتر       رایانه

آدرس               نشانی            پزینتر          چاپگر

پارک                 بوستان           اتوبان          بزرگ راه

کلینیک         درمانگاه             سوبسید       یارانه

تداعی واژه ها

یعنی شنونده یا خواننده با شنیدن یا دیدن یک واژه به یاد واژه های مرتبط با آن واژه می افتد. مانند :

                               موسیقی دان       سرود، خواننده

                              عکاس                 فیلم  ، دوربین

هنرمند                  نقاشی                  قلم مو ، رنگ

                              سینما                   بازیگر ، سالن

یک واژه با چند معنی

بعضی از واژه ها دارای چند معنی می باشند. این واژه ها در جمله های گوناگون، معانی متفاوتی دارند. مانند:

مهر ( محبت ) اردشیر ، پدرش با مهر و محبت است.

مهر( ماهی از سال ) روز اول  ماه  مهر  مدرسه باز می شود.

مهر ( خورشید ) ساقه های طلایی در زیر انوار مهر می درخشید.

واژه هایی با دو یا چند شکل

در ابتدای رایج شدن زبان فارسی تلفظ و بیان برخی از کلمه ها و املای آن ها صورت واحد و منسجمی نداشت . لذا به همین علت در زبان فارسی بعضی از واژه ها دو یا چند شکل دارند. مانند :

بادمجان        بادمجون           بادنجان        بادنجون

واژه هایی که با دو شکل خوانده می شوند

در زبان فارسی بعضی از کلمه ها با تغییر حرکت به دو شکل خوانده می شوند . البته در هر شکل معنی جدیدی پیدا می کنند. مانند :

سم     پای حیوانات              کشتی        یک نوع ورزش

سم       ماده ی کشنده         کشتی    وسیله ی نقلیه ی دریایی

واحد شمارش اشیا و جانداران

برای شمارش اشیا و جانداران از واحدهایی استفاده می شود. مانند :

فروند : برای کشتی ، هواپیما ، زیر دریایی

تخته : برای فرش و پتو

جفت : برای کفش و جوراب

جلد : برای کتاب و دفتر

نفر : برای انسان و شتر

دستگاه : برای خودرو و رادیو

اسم

تعریف اسم : کلمه ای است که برای نامیدن شخص یا حیوان و یا چیزی به کار می رود. مانند : سینما ، زمین ، آهو

تعریف مفرد: اگر اسم بر یک فرد یا چیز دیگر دلالت کند، آن را مفرد می گویند. مانند: درخت ، گل ، سنگ

تعریف جمع: اگر اسم بر بیش از یکی دلالت کند ، آن را جمع می گویند. مانند: درختان، گل ها ، سنگ ها

نکته :علامت جمع در زبان فارسی «ها»و«ان»می باشد که به کلمه های مفرد اضافه می شود.مانند: کتاب ها ، مردان

نکته: برای جمع بستن تمام کلمه ها می توان از «ها» استفاده کرد. مانند: درها                     انسان ها

نکته : تنها اسم جانداران و برخی اسم های دیگر را می توان با «ان» جمع بست. مانند: درختان              زنان

نکته : اگر در آخر اسمی «ه» بیاید، هنگام جمع بستن با «ان» حرف «ه» برداشته و به جای آن حرف میانجی «گ» را می گذاریم. مانند : پرنده + ان= پرندگان

برنده + ان = پرندگان         واژه + ان = واژگان

نکته : کلمه هایی که به «الف » یا «واو» ختم می شوند هنگام جمع بستن با «ان» جمع ، حرف « ی» اضافه می شود. مانند:

دانا + ان = دانایان              هنرجو + ان = هنرجویان

نکته : کلمه هایی هم وجود دارند که به آن ها «ی» اضافه نمی شود. مانند: بانو + ان = بانوان

نکته : در نام مکان ها ، علامت «ان» نشانه ی جمع نیست. مانند : تهران ، کیوان

نکته : هرگاه « ان » را از انتهای کلمه برداریم باید مفرد آن باقی بماند. در غیر این صورت «ان» نشانه ی جمع نیست. مانند: بستان

نکته : هر «ان» ی که در آخر کلمه بیاید ، نشانه ی جمع نمی باشد . گاهی «ان» بر مفهوم زمان و یا مکان دلالت دارد. مانند: بهاران( هنگام بهار)

 کردستان( محل سکونت مردم کرد)

نکته : برای جمع بستن بعضی از کلمه هایی که از زبان عربی وارد زبان فارسی شده اند ، از «ات» استفاده می کنیم. مانند: حشره + ات = حشرات

تعطیل + ات = تعطیلات

تعریف اسم جمع : اسمی است که در ظاهر مفرد است اما معنی جمع دارد . مانند : طایفه ، گردان، خلق ، خانواده، ملت، گروه، گله، سپاه، قافله ، کاروان

نکته: اسم جمع را در زبان فارسی و عربی می توان جمع بست. مانند: لشکر    لشکرها

سپاه     سپاهیان            قبیله     قبایل

تعریف جمع مکسر: بعضی از کلمه ها در زمان جمع بستن هیچ علامت مشخصه ای ندارد ، بلکه در شکل مفرد آن تغییراتی ایجاد می شود . البته ایت جمع بستن مخصوص زبان عربی است و هیچ ربطی به زبان فارسی ندارد . مانند:

مفردجمع
ادبآداب
تصویرتصاویر

بند ،تعدادی جمله است که یک فکر اصلی را پرورش می دهد ومقصود از فکر اصلی ،موضوع نوشته است که به شیوه ی مناسب ،محدود شده باشد .موضوع باید خیلی کلی نباشد.فکر اصلی معمولا در آغاز نوشته یعنی اولین جمله ، می آید .به همین سبب به اولین جمله که موضوع در آن است « جمله ی موضوع » می گوییم .جمله های بعدی که موضوع را پرورش می دهند« جمله های تقویت کننده » نام دارند . بند انواعی دارد که توجه به آن باعث انسجام  فکر و نوشته می شود.

انواع بند : ۱- بند توصیفی     ۲- بند روایی

بهره گیری از حواس به ارائه ی توصیف بهتر ، کمک می کند .بند توصیفی موثر و دقیق و چگونگی نگارش آن بر خواننده تاثیر می گذارد .رعایت ترتیب مکانی و زمانی و استفاده از آرایه ها به توصیف نیرو می بخشد .

توصیف ، گونه هایی دارد : عینی  ، ذهنی

* هدف از کاربست نگارش ،الفبای نگارش و بندنویسی چیست ؟

 اصلی ترین هدف تقویت نظم فکری و انسجام ذهنی ، طبقه بندی و خُردکردن موضوع برای رسیدن به نوشته ای منسجم و منظم است اما روشن است که اهداف آموزشی نگارشی هم در پی آن مورد توجه است .

مساله ی نوشتن از دغدغه های بسیار مهم در آموزش و پرورش است . حجم زیادی از ارتباطات ما از راه نوشتن صورت می گیرد . زبان به مثابه تفکر است. خواندن برای دریافت است و نوشتن برای تولید اهمیت دارد. وضع نوشتن در ایران امروز مطلوب نیست . نوشتن کاری تکنیکی در همه ی درس هاست و در همه ی علوم به کار می آید و مهم است . همه ی درس ها باید به آن توجه کنند . برای موضوع نوشتن باید عنوان مناسبی پیدا کنیم کلمه ی انشا بار ادبی دارد .برای رسیدن به تولیدات و برونداد مفید و مناسب ، باید نشانه های روشنی از توصیف برونداد ارائه نمود .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
همین حالا دیدگاه خود را ثبت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *