نوشته‌ها

اصول بندنویسی

اصول بندنویسی :

۱- با کنار هم گذاشتن جمله ها، یک «بند » ساخته می شود.

۲- جمله ها بایدبا هم ارتباط داشته باشند.

۳- به نوشته های کوتاه، که جمله های آن درباره ی یک مطلب است، «بند » می گویند.

۴- جمله های یک بند باید در مورد یک موضوع باشند و باهم ارتباط داشته باشند.اگر این جمله ها با هم ارتباط نداشته باشند، «بند » تولید نمی شود؛ بلکه چند جمله ی پراکنده ایجاد شده است که به هم ربطی ندارند.

۵- بندساخته شده است باید یک مطلب را بیان می کند؛ بنابراین، خواننده ای که بندرا می خواند، به راحتی منظورنویسنده را می فهمد.

گام های بندنویسی

گام اوّل برای نوشتن بند، انتخاب یک «موضوع مناسب » است.

گام دوم برای نوشتن یک بند، انتخاب موضوعِ مناسب، اهمیّت دارد.

گام سوم تمام جمله های یک بند، باید درباره ی موضوع آن، توضیح دهند.

گام چهارم موضوع، ممکن است کلّی باشد؛ نوشتن در مورد موضوع های کلّی،دشوار است؛ بنابراین می توان آن را به موضوع های کوچک تر، تقسیم کرد.موضوع های کوچک، کار نوشتن را آسان و منظّم تر می کند.

گام پنجم چون بند کوتاه است، نوشتن درباره ی یک موضوع کلّی، در یک بندممکن نیست؛ بنابراین موضوع کلّی به موضوع های کوچک تر تقسیم می شود.

گام ششم انتخاب موضوع کوچک، از پراکندگی مطالبِ بند، جلوگیری می کند.

گام هفتم داشتنِ آگاهی و اطّلاعات بیشتر درباره ی یک موضوع، کارِ بندنویسی را آسان تر می کند.

گام هشتم جمله ی اوّل بند، جمله ی اصلی آن است.

گام نهم جمله های یک بند باید در تکمیلِ جمله ی اوّل بند، نوشته شوند.

گام دهم به جمله ای که د ابتدای بند می آید، «جمله ی موضوع » می گویند.

گام یازدهم جمله ی موضوع، به خواننده کمک می کند تا موضوع را آسان تر بفهمد وپیام را درک کند.

کلمات هم خانواده درفارسی چهارم

کلمات خانواده

به کلمه هایی می گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حروف اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش به ترتیب پشت سر هم بیاید. هم چنین کلمه های هم خانواده از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.و اغلب بر وزن فاعل ، مفعول، فعل، افعال ، فعیل ، تفعیل، مفاعله و … هستند.

( ج م ع) جامع – مجموع – جمع – اجماع – جمیع – تجمیع – تجمع – جامعه – جمعه – جماعت

( س ج د) ساجد – سجده – سجود – سجاد – مسجد – مساجد

( ن ظ م) ناظم – منظوم – نظم – تنظیم – منظم – نظام

( ع ل م ) عالم – معلوم – علم – اعلام – علیم – تعلیم – معلم

( ع م ل ) عامل – معمول – عمل – اعمال – معامله – تعامل – اعمال – عوامل – عملیات

( د ر س ) تدریس – مدرس – مدرسه – ادریس – دروس – درس

تحقیق – حقیقت – محقق – حقوق – حق

مراجعه – مرجع – راجع – ارجاع – ترجیع – رجوع

راضی- رضا – رضایت – مرتضی – رضی

مشاور – مشورت – شورا – شور – مشاوره

مقصد – مقصود – مقاصد – قصد – اقتصاد – قاصد

تعرض – تعریض – اعتراض – معترض – عرض – عروض

معارف – تعریف – عارف – معروف – عرفا – عرفه – معرف

شهید – شهادت – شهدا – مشهد – شهد

ضعیف – ضعف – تضعیف – مستضعف – ضعفا – مضاعف

ناصر – منصور – نصیر – انصار – نصرت

جاهل – مجهول – جهالت – جهل

شاعر – شاعره – مشاعره – شعار – شعر – شعور – شعرا

قدس – مقدس – قداست – تقدیس

حضور – حاضر – حضار – حضرت – محضر – احضار

شریف – مشرف – اشرف – شرافت – تشریف

عظیم – اعظم – عظمت – عظمی – معظم – عظیمه

ساکت – سکوت

اکرم – کریم – کرامت – مکرمه – تکریم

کتاب – کاتب – مکتوب – کتب – مکتب

لفظ – تلفظ – الفاظ

عزت – عزیز – عز – معزز

ظاهر – مظهر – ظهور – مظاهر – اظهار – ظواهر

محبت – حبیب – محبوب – حب

مثل – امثال – مثال

قطع – مقطع – قاطع – قطعه

حفظ – حافظ – حفاظت – محفوظ – محافظت – حفاظ – محافظ – حافظه – حافظیه

اعتدال – معتدل – تعدیل – متعادل – معدل – عدل – عدالت

صادق – مصدق – صداقت – تصدیق – صدق – مصادیق – صدقه

۱- کدام دو کلمه با یک دیگر، هم خانواده هستند؟

الف) اهتمام و همت

ب) تحریر و حرارت

ج) مسافر و فرسوده

د) اسرا و سران

۲- کدام گروه از کلمه های زیر، هم خانواده هستند؟

الف) اسراف، سفره، سفر

ب) حس، حواس، احساس

ج) معالجه، مجموع، جمعیت

د) اوایل، ابتدا، آغاز

۳- کدام دسته از کلمه های زیر ، با یک دیگر هم خانواده نیستند؟

الف) شاعر، شعرا، شعر

ب) معروف، معرف، عارف

ج) شهادت، شهرت، شهدا

د) مقدس، قدس، قداست

توجه :در زبان فارسی باید بن ماضی و بن مضارع را ملاک هم خانواده بودن قرار داد کلماتی که بن ماضی و بن مضارع آن ها یکسان هستند هم خانواده هستند .

مانند :روان /رفتار/روش/رفته /رونده
بن ماضی این کلمه ها (رفت)است بن مضارع آن ها (رو)می باشد.و هر دو از مصدر ((رفتن ))ساخته شده اند
مثال :کلمه های دیدار/بینا /بینش /بیننده /بینش/دیده /بیننده هم خانواده هستنذ|چون بن ماضی ((دید))و بن مضارع((بین))در این کلمه ها یکسان است و از مصدر(( دیدن))ساخته شده است

از شرایط هم خانواده بودن این است که حروف اصلی در کلمات مشابه باشند .
لطفا نگویید سه حرف اصلی .چون بعضی جاها دچار استثنا میشوید و پاسخ گویی برای بچه ها سخته.
مثل کلمه خط که با خطوط هم خانواده است.
حق که با محقق و حقوق و حقیقت م خانواده است.
البته که این سه حرف اصلی در حق …. ح ،ق،ق است و در خط …‌خ،ط،ط …اما دانش آموز فقط دو حرف میبینه.

شرط بعدی علاوه بر داشتن حروف شیبه به هم این است که ترتیب حروف در کلمات هم خانواده رعایت شود.

مثلا… علم و عمل … دارای حروف مشابه هستند اما ترتیب رعایت نشده.

شرط سوم داشتن معنی شبیه هم است.
اگر دو شرط بالا رعایت شود و کلمات از نظر معنی مشابه نباشند هم خانواده نیستند.

حاکم و حکیم
شرط اول و دوم رو دارند اما حکیم از ریشه hakama و به معنی دانایی است .با حک مت و حکما هم خانواده است.
حاکم از ریشه hokm با کلمات محکوم ،حکم،محاکمه،حکومت،محکمه،
تحکم،احکام هم خانواده است.