زندگینامه ی ابوریحان بیرونی (فارسی چهارم ابتدایی)

ابوریحان بیرونی ( ۴۴۰-۳۶۲ ه ق ) ریاضیدان ، اختر شناس ، پژوهشگر تاریخ  و جغرافیدان ایرانی است . نامش ابوریحان محمد و نام پدرش احمد بود ، و چون در بیرون ناحیه خوارزم به دنیا آمد به ابوریحان بیرونی شهرت یافته است.  دوران کودکی را در خوارزم گذراند ، در کودکی برای یک دانشمند یونانی نمونه های گیاهان و دانه ها و میوه ها را گرد می آورد از همان زمان به مطالعه ی  طبیعت علاقه مند شد …

  دانش اختر شناسی ( نجوم ) و ریاضی را نزدابونصر عراق که از دانشمندان نامدار آن زمان بود آموخت . بیرونی جوان ، بسیاری از دانش های زمان خود را در خوارزم فرا گرفت ، در آن زمان خوارزم مرکز دانشمندان نامدار آن زمان بود . ابن سینا ، پزشک و فیلسوف بزرگ ایرانی  نیز در این هنگام در خوارزم زندگی می کرد . این دو دانشمند جوان درباره ی علوم طبیعی گفتگوهایی داشتند ، این گفتگوها نشان می دهد که شیوه ی مطالعه بیرونی درباره ی  پدیده ها ی طبیعت از آغاز جوانی ، بیشتر براساس مشاهده و تجربه بوده است . بیرونی ،  بیست و پنج ساله بود که از خوارزم به خراسان و از آنجا به ری و طبرستان ( مازندران کنونی ) و جرجان که شهری نزدیک گنبد قابوس امروزی بوده است ، رفت . در جرجان مدتی در دستگاه قابوس وشمگیر ، امیر دانش دوست زیاری به سر برد ؛ کتاب  ” آثارالباقیه ”  را در آنجا نوشت ، در این هنگام بیست و هشت ساله بود . قابوس وشمگیر ابوریحان را به وزارت دعوت کرد ، اما او نپذیرفت  و چند سال بعد به خوارزم بازگشت .

محمود غزنوی ، در نخستین سال های قرن پنجم هجری ، خوارزم را تصرف کرد و از چند تن از دانشمندان ، از جمله بیرونی ، خواست که به غزنه بروند . بیرونی به غزنه رفت و تا پایان عمر در دستگاه غزنویان ماندگار شد . چند بار سفرهای کوتاهی به وطن خود ، خوارزم کرد در بیشتر جنگ های سلطان محمود غزنوی در هند همراه او بود مقصود بیرونی از این سفرها ، آشنایی با فرهنگ ملت هند بود ، بیرونی سیزده سال در هند به پژوهش پرداخت . زبان سانسکریت یعنی زبان قدیم و مقدس هندیان را فرا گرفت و اثر پرارزش خود تحقیق ماللهند را تألیف کرد .

از نوشته های بعضی از کتاب های کهن چنین بر می آید که رابطه ی  بیرونی با محمود غزنوی سلطان متعصب و کشور گشا خوب نبوده  چراکه  تیزهوشی و دانایی و حقیقت دوستی بیرونی ، سلطان محمود را خشمگین می کرده است . پس از مرگ محمود ،  بیرونی  کتاب ” قانون مسعودی ” را به نام پسر او مسعود غزنوی تألیف کرد .

آثار ابوریحان
آثار بیرونی درباره ریاضی اخترشناسی ، فیزیک ، گیاهشناسی ،  زمین شناسی ، جغرافیا ، کانی شناسی ( شناخت مواد معدنی ) و تاریخ و تقویم ملت هاست . بیرونی در آثار الباقیه ، با دقت علمی ، درباره ی  تقویم و گاهشماری عربی ، فارسی ، عبری و یونانی بحث کرده  و رویدادهای سیاسی و اجتماعی را با شرح تمدن ها و آداب و رسوم مردم در هم آمیخته است .  بیرونی در این کتاب به بسیاری از باورهای همگان درباره پدیده های طبیعی اشاره کرده و آنها را از نظر علمی و تجربی مورد بررسی قرار داده است برای نمونه مردم می گفتند که روز شانزدهم دی ماه هر سال همه آب های شور زمین به مدت یک ساعت شیرین می شود بیرونی این باور مردم را رد کرده و نوشته است چنین چیزی ممکن نیست ، خاصیت آب تنها بستگی به زمینی دارد که آب بر آن جاری است یا در آن انباشته شده است .
بیرونی در همین کتاب ، نخستین بار علت پدید آمدن چاه ها و چشمه هایی را که آب از آنها بالا می جهد شرح داده است . دانشمندان غربی ، قرن ها بعد به این موضوع پی بردند و درباره ی  این گونه چشمه ها و چاه ها ( چاه آرتزین ) توضیح علمی دادند .

بیرونی در مدتی که در هند بود چند کتاب با ارزش درباره ریاضی ،  فلسفه و پزشکی از سانسکریت به عربی ترجمه کرد ، طول و عرض جغرافیایی بعضی از شهرها و مناطق مختلف هند  را با روش اختراعی خود و استفاده از هندسه و مثلثات به دست آورد .

کتاب ” تحقیق ماللهند ” ،  تألیف بیرونی جامع ترین کتاب عصر قدیم درباره تاریخ فلسفه ، سنت ها و اوضاع احتماعی هند است . کار بیرونی برای نوشتن این کتاب ، بسیار دشوار بوده است . او گذشته از آموختن زبان سانسکریت ، کوشش بسیار در جمع آوری کتب هندیان کرد .

 دانشمندان هندی از ترس سپاه غزنوی رو نشان نمی دادند .  بیرونی همه جا در جستجوی این دانشمندان بود تا با آنها گفتگو کند ، می خواست به یاری آنها دشواریهایی را که در فهم نوشته های بعضی از کتابهای هندیان برایش پیش آمده بود از میان بردارد ، بیرونی درباره روش تألیف ماللهند می نویسد :  ”  من کتاب را نوشتم بی آنکه بهتان و نسبت دروغ بر هندیان ببندم . گفته ها و عقیده های آنها را نقل می کردم اگر این سخنان در نظر مسلمانان ناخوش بیاید به آنها می گویم که این عقیده آنهاست زیرا این کتاب کتاب بحث و ستیزه جویی نیست تا در آن به رد کردن عقیده آنها بپردازم ، من می خواهم عقیده هندوان را چنانکه هست بیان کنم و شباهت های آن را با ملت های دیگر نشان بدهم . بیرونی در کتاب ماللهند منبع خبرها و کتابهایی را که از آنها استفاده کرده است نام می برد و  قسمتی از متن اصلی را در نوشته خود می آورد تا خواننده گفته او را صحیح بداند . “

بیرونی در کتاب قانون مسعودی بسیاری از عقیده های گذشتگان را درباره نجوم بررسی کرد و حرکت زمین به دور خورشید را امکان پذیر دانست ، بر این اساس محیط کره زمین را اندازه گیری کرد و نشان داد که پدیده هایی مانند شب و روز را با فرض حرکت زمین به دور خورشید ، می توان توضیح داد ، او نخستین دانشمند مشرق زمین است که درباره حرکت زمین به دور خورشید سخن گفته است .

پژوهش درباره خاصیت روش استخراج و وزن مخصوص فلزها و سنگ های گرانبها از کارهای برجسته این دانشمند است . بیرونی برای به دست آوردن وزن مخصوص فلزها و سنگهای گرانبها از دستگاههایی که بسیار استادانه ساخته شده بودند استفاده می کرد . با این دستگاه ها امکان داشت ،  حجم آبی را که بر اثر انداختن جسمی در آن جابه جا می شود اندازه گرفت . بیرونی با این روش ، توانست وزن مخصوص هجده  فلز و سنگ گرانبها را به دست بیاورد . وزن مخصوص هایی که بیرونی به دست آورده بود به آنچه امروز دانشمندان به دست می آورند بسیار نزدیک است . مثلا بیرونی وزن مخصوص طلا را  نوزده  و وزن مخصوص سنگ لاجورد را /۳ معین کرد . وزن مخصوص این مواد را امروز به ترتیب ۳/۱۹ و /۳ معین کرده اند . بیرونی یک کتاب به زبان فارسی به نام ” التفهیم ” ،  نوشته است در این کتاب برای همه اصطلاح های نجومی که در آن زمان به زبانی عربی بود ، برابرهای فارسی آورده است . بیرونی با نوشتن این کتاب راه را برای به کار گرفتن واژه ها و اصطلاح های علمی در زبان فارسی باز کرد .  او کوشید تا موضوع های دشوار دانش اختر شناسی را برای ایرانیانی که با زبان عربی آشنا نبودند توضیح دهد .

بیرونی در زمینه ادبیات و نقد علمی نیز استاد بود ، برخی از آثار محمدبن زکریای رازی دانشمند و پزشک ایرانی را بررسی و نقد کرد . شش داستان نوشته است که یکی از آنها افسانه عاشقانه وامق و عذرا بوده است این شش داستان که ریشه های هندی و ایرانی داشته اند امروز در دست نیستند ؛ البته بیرونی این نوع آثار خود را جدی نمی گرفت و آنها را نوعی سرگرمی می دانست .

بیرونی ، در ۷۷ سالگی در غزنه درگذشت .

واحدهای شمارش(جانوران- گیاهان – اشیاو……

استکان: برای مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره به‌کار می‌رود

اصله: برای درخت، چوب، تیر، سنبه

انبار: حبوبات انباشته‌شده (مثل یک انبار گندم)، کالا

باب: خانه، مِلک، چادر، ساختمان ازقبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه، کاروانسرا

بار: کالاهایی که به مقیاس معینی بسته‌بندی می‌شوند، وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی

بارخانه: صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه

بته، بوته: درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا

بدره: بسته نقدینه‌ها (یک بدره اشرفی)، اشرفی، سکه‌های زر

بُرش: برای چیزهایی که یک واحد کامل آن بدون بُرش مصرف نمی‌شود، مثل یک بُرش کیک، یک بُرش نان، و مانند این‌ها

برگ: کاغذهای جلدنشده، ورق

بسته: سیگار، سبزی و غیره

بطانه: خز، سنجاب، پوست بخارایی

بطری: نوشیدنی‌ها، مشروب

بغل: حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی

بقچه: نخ، بسته نخ، رخت، شال

بند: یک دسته کاغذ و مقوا به‌مقدار معین (معمولاً ۵۰۰ برگ) (سه بند کاغذ

بوکس (باکس): سیگار

بَهله: پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به‌معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.

پارچه: آبادی

پاره: دِه، روستا

پرده: تابلو نقاشی (سه پرده تابلو

پیمانه: مایعات و گاه چیزهای دیگر، مانند حبوبات (یک پیمانه برنج

پُرس: چلوکباب، خورش و بعضی غذاهای دیگر

تا: اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند «پنج تا اتاق»، مطلق عدد مانند «سه تا»

تار: مو

تازیانه: افعی، مارهای سمّی

تخته: مفروشات (فرش، قالی، قالیچه، گلیم، زیلو، پتو، جاجیم)، پارچه، لحاف، تشک، لوح، برات

توپ: پارچه ندوخته (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند

تَن: انسان

تُن: واحد وزن

ثوب: لباس دوخته

جام: شیشه پنجره، آیینه، شراب و مانند آنها

جرعه: آب، شراب

جریب: واحد مساحت برای زمین و مِلک

جعبه: عتیقه‌جات، جواهرات

جفت: کفش، جوراب، دستکش

جلد: کتاب، مجله و مانند آنها

جین: قرقره، دکمه، مداد (معادل شش عدد) کلمه جین غلط مصطلح است. درست آن دوجین است که از کلمه دوزان فرانسه به معنی ۱۲ گرفته شده است و بنابراین باید از نیم دوجین برای ۶ استفاده کرد.

چشمه: سرویس بهداشتی توالت

حب: قند، آب نبات، قرص

حبه: انگور

حلقه: اشیاء گِرد، چاه، فیلم عکاسی، فیلم سینمایی، لاستیک، انگشتر، مار

خلال: برای چیزهای مثل دانه کبریت

خوشه: انگور، خرما

دانه: تخم مرغ، گردو، برای غله و حبوب و بسیاری از میوه‌ها، مداد ودیگر اشیاء قابل شمارش

درجه: زاویه، دما

دست: قاشق و چنگال، رخت‌خواب، ظروف و مانند آنها

دستگاه: ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان، رادیو، تلویزیون و مانند آنها

دسته: گل و گیاه

دهنه: دکان و مغازه

دوجین: بسته‌های دوازده‌تایی (جوراب، کمربند، گردنبند)، قنات

راًس: گوسفند، گاو و مانند آنها

رشته: قنات (کاریز)، چاه، گردن‌بند و دست‌بند و همچنین برای کارهایی که در مدتی از زمان انجام می‌گیرد و در موردهایی با یک اسم جمع، مثل عملیات و تظاهرات

سر: گاو، گوسفند، گله، افراد خانواده (چند سر عائله

سکه: انواع پول فلزی

سنگ: برای آب آبیاری و آسیا (سه سنگ آب

سیخ: کباب، جگر

شاخه: گُل، آهن‌آلات، سیم، لوستر، تیر آهن، گچ نوشتنی و مانند آنها (سه شاخه سیم، دو شاخه لوستر، چهار شاخه تیرآهن، چهار شاخه گچ

شعله: لامپ و شمع و نظایر آن (دو شعله چراغ)

شیشه: ظروف مایعات

صندوق: اشیاء قدیمی

طاقه: پارچه، شال، شال گردن، پتو چهار طاقه پتو

طغرا: نامه، پاکت و سندهای دیگر (منسوخ شده‌است

عدد: پرندگان، در، پنجره و اصولاً سایر اشیاء قابل شمارش (چهار عدد بستنی) (معادل «تا»

عدل: دسته‌های بزرگ و سنگین کالا، پنبه، پارچه و کاغذ

عراده: واحد شمارش توپ و تانک، اسلحه سنگین چرخ‌دار

قلم: برای نوع‌های مختلف کالا (پنجاه قلم صادرات، بیست قلم خرید، سی قلم جنس

قلمه: درخت

فال: گردو

فروند: وسایل نقلیهٔ هوایی و دریایی (هواپیما، ناو، خودروهای نظامی

فقره: نامه، سند، چک و مانند آن‌ها، گواهینامه، پرونده، برات، چک، سفته، فیش بانکی، جواز، وام، مِلک، لایحه، جرم، قتل، سرقت، حادثهٔ رانندگی

قالب: برای قطعات بریده‌شده و جدا از هم (دو قالب کره، چهار قالب صابون، سه قالب یخ

قبضه: اسلحهٔ سبک (از چاقو تا تفنگ و شمشیر و مسسل

قراسه (قراس): بند کفش، مداد و نوشت‌افزار

قرص: نان

قطره: آب، اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر

قطعه: عکس، تمبر، شعر، زمین و باغ، فرش، جواهر، جوجه، مرغ، خروس، ماهی و اسکناس (سه قطعه جوجه، دو قطعه اسکناس

قلاده: جانوران وحشی و بعضاً اهلی، مانند پلنگ، یوزپلنگ، سگ

قواره: زمین و پارچه (پارچه‌ای که برای یک دست لباس کافی است) (سه قواره زمین، چهار قواره پارچه

کارتون: سیگار و غیره

کلاف: کاموا

کلّه: قند

کیسه: سیمان، پول، سکه

گلّه: دسته‌های مختلف جانوران

لقمه: نان، غذا

لنگه: هر نیمه از در، خورجین، پالان

لوله: واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای‌شکل و خمیری‌شکل مانند ماتیک، خمیردندان، تریاک

مجلد: کتاب و دفتر (چهار مجلد کتاب

مشت: خاک، پول، آدم (برای تحقیر

نخ: سیگار

نفر: انسان، شتر، درخت خرما

واحد: حمام، آپارتمان، منزل مسکونی

واقعه: ازدواج