گیاهان مخروط دار(علوم چهارم ابتدایی)

گیاهان مخروط دار یا بازدانگان دسته ای ازگیاهان آوندی دانه دار هستند که قدیمی ترین درختان امروزی محسوب می شوند.

کاج و سرو از معروف ترین درختان این دسته هستند که در مناطق معتدل، سرد و کوهستان ها می رویند.

در این گیاهان میوه از چند پولک تشکیل شده است که به طور منظم و متراکم حول یک محور قرار گرفته اند و ساختاری مخروط مانند را به وجود آورده اند.

گیاهان مخروط دار یا بازدانگان، گل ندارند و دانه آن ها درون میوه مخروطی شکل قرار گرفته است. هر پولک مخروط حاوی یک دانه می باشد.

چرا گیاهان مخروط دار یا بازدانگان همیشه سبز هستند؟

برگ های بازدانگان معمولا سوزنی شکل است و یک رگبرگ دارد که می تواند آب را در خود نگه دارند. از این رو در مقابل خشکی مقاوم اند. از طرف دیگر برگ های این درختان در پایان سال دوم می ریزند. بنابراین تمام مواقع سال سبز رنگ دیده می شوند.

تولید مثل گیاهان مخروط دار یا بازدانگان :

همان طور که گفتیم در گیاهان مخروط دار یا بازدانگان، دانه درون میوه مخروطی شکل قرار گرفته است. این گیاهان دارای هر دو نوع مخروط نر و ماده هستند که در زیر به شرح آن می پردازیم.

مخروط نر گیاهان مخروط دار یا بازدانگان :

مخروط نر بازدانگان زرد رنگ و کشیده است و از پولک هایی تشکیل شده است که در زیر هر یک دو کیسه گرده قرار گرفته است. درون این کیسه ها دانه های گرده قرار دارند که با تقسیم خود ۴ گامت نر را به وجود می آورند. در اطراف دانه گرده دو پوسته وجود دارد که از هوا پر می شود و مانند بال به انتشار گامت های نر کمک می کند.

مخروط ماده گیاهان مخروط دار یا بازدانگان :

مخروط ماده بازدانگان، حجیم تر و تخم مرغی شکل است و معمولا در راس شاخه های جوان قرار دارد. روی پولک مخروط ماده، تخمک قرار دارد که حاوی گامت ماده می باشد.

باد دانه های گرده را به تخمک موجود درمخروط ماده می رساند. سپس دانه گرده،ساختاری به نام لوله گرده را می سازد و لقاح صورت می گیرد.

پس از لقاح، تخمک و محتویات درون آن، دانه نامیده می شوند که داری یک پوسته سخت و چوبی شبیه بال است. با باز شدن مخروط ماده، باد این دانه های لقاح یافته را جابجا می کند و به کمک بال خود در هنگام سقوط می چرخند تا به مکانی مناسب برای رشد برسند.

شکل زیر چرخه تولید مثل کاج را نشان می دهد.

تعریف بند (پاراگراف) و نحوه استفاده از آن

بند یا پاراگراف عبارت است از جمله یا مجموعه جمله‌هایی که فکر واحدی را بیان می‌کند و بین آنها ارتباط و همبستگی لفظی و معنایی بیشتری وجود دارد و روی هم مطلب یا مفهوم کامل و مستقلی را می‌سازد. در هر بند می‌توان یک ایده را گنجانید. همان‌طور که افکار یا محتوای بندهای هر نوشته ـ ضمن تمایز از یکدیگر ـ باید با هم پیوند نزدیک داشته باشند، اجزای اصلی هر پاراگراف نیز چنین است. هر چه بندهای یک نوشته زیادتر باشند، تنوع، بیشتر، خستگی، کمتر و بهره‌گیری، زیادتر است. گاهی تأثیر روانی این تقسیم‌بندی از نظر کمک به خواننده، بیشتر از تأثیری ظاهری آن است. مثلاً متون قدیمی بر اثر درهم ریختگی جز خستگی و ملالت چیزی برای خواننده به همراه ندارد و پیام و محتوا را دریافت نمی‌کند.

بند به نوشته تنوع می‌بخشد و نمی‌گذارد در رشته افکار نویسنده گسستگی به وجود آید. از این رو، می‌گویند: پاراگراف، پرورش منسجم (هماهنگ) یک واحد از یک نوشته است که با دیگر بندهای آن نوشته پیوند ناگسستنی دارد. اساساً شروع هر پاراگراف، خود، فرصتی است برای خواننده تا تجدید قوا کند، فکر تازه‌ای را در مغز خودش بپذیرد و دفع نکند.
در مورد میزان کوتاهی و بلندی پاراگراف، معیار مشخصی در دست نیست، ولی یک نویسنده مجرب هنگام ارائه مطالب ـ خودآگاه یا ناخوآگاه ـ تشخیص خواهد داد که بر حسب سنگینی یا سادگی و اهمیت مطالب برای خواننده، چقدر زمان لازم است تا او آن مطالب را خوب دریابد. پس از این تشخیص است که می‌توان نوشته را به اجزایی تقسیم کرد.

هر پاراگراف، سه وظیفه اصلی به عهده دارد:
الف) جلب توجه خواننده به موضوع و فکر اصلی نوشته؛
ب) پرورش فکر اصلی نوشته به کمک بندها برای جلوگیری از انحراف فکر خواننده و قطع علاقه او؛
ج) اعلام نتیجه.

با پاراگراف‌بندی، نویسنده خواهد توانست به روشنی، محتوای هر موضوع یا جزء فرعی را به ترتیب زیر هم بنگارد و به خواننده امکان دهد تا پیام و فکر اصلی گزارش یا پژوهش را که در موضوع و جمله‌های اولیه مقدمه یا متن پرتوافکن است، به سرعت دریابد. گاهی پاراگراف‌های متعدد از نظر نوع پیوند، رابطه علت و معلولی دارند وگاهی افکار متفاوت و مغایری را منتقل می‌کنند؛ گاهی مقایسه دو فکر، دو راه حل مسئله را بر عهده می‌گیرند و گاهی هم پاراگراف‌ها به وسیله عبارات یا جمله‌های ربطی به یکدیگر پیوند می‌خورند.

✅ در مجموع، فواید استفاده از بند یا پاراگراف عبارت است از:
۱٫ شکستن یکنواختی؛
۲٫ کمک به درک تقسیم‌بندی موضوع؛
۳٫ مشخص ساختن جزئی از کل موضوع؛
۴٫ گذاشتن فاصله سفید برای بهتر دیدن؛
۵٫ جلب توجه خواننده به تغییر موضوع یا موضوعات فرعی؛
۶٫ آسانی مراجعه به هر مطلب.