درباره ی مورچه چه می دانید؟

همه چیز از زندگی مورچه ها
مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راستهٔ نازک بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه ها به راحتی از شاخکهای آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازهٔ اجتماع مورچه ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچهٔ ساده و مورچه نازای ماده و طبقه ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود. همچنین اجتماع مورچه ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند.

انواع مورچه های داخل لانه
مورچه های کارگر : به دو گروه کوچک و بزرگ تقسیم می شوند مورچه های کارگر بزرگ ازبقیه مورچه ها بزرگ تر ودرشت تر هستندکه به آنها مو رچه های سرباز می گویند.
– مورچه های سرباز : دارای آرواره های بزرگی هستند واز افراد ضعیف تر در مقابل سایر حشرات دفاع کرده واز جانوران مورچه خوار محافظت می کنند.
– کارگر های کوچک : از لانه دور می شوند و به نظافت وتغذیه ی نوزادان و ملکه می پردازد.

مورچه ها حیوانات بسیار با نظافتی هستند. هر کدام وظیفه ی خود را انجام  می دهند  ودر بقیه ی امور دخالتی نمی کنند. در آخر زمستان ملکه تخم های مخصوصی می گذارد که از آنها مورچه های نر و ماده تولید می شود که در بهار از لانه بیرون آمده وجفت گیری می کنند وبعد از آن مورچه ها ی نر بلافاصله می میرند.

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته ‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

گونه های تکامل یافته
– مورچه های مهاجم : گروهی از مورچه ها که حشرات و سایر حیوانات کوچک موجود در مواد پوسیده ی گیاهی را شکار می کنند،مورچه های مهاجم می گویند.شکار آن ها به این طریق است وقتی یکی از آنها طعمه ای راپیدا کرد با ترشح بوی از روی غده های بدنش دیگر مورچه ها را باخبر می کند و آن ها یک ردیف منظم که گاهی طول آن ها به صد متر می رسد،تشکیل داده و با همکاری هم آن را به لانه می برند.

– مورچه های برگ بر : این نوع مورچه در جنگل های آمازون پیدا می شود که قطعاتی از برگ درختان را جدا می کند و به لانه ی خود می برد،گاهی در یک شبانه روز تمام برگ های یک درخت عظیم را می برند،آن ها را جویده و کف لانه را پر می کنند و سپس قارچ های کوچک را به لانه برده و در زیر آن ها را پرورش داده،تا در مواقع لزوم از آن ها تغذیه کنند.

– مورچه های انگل : بعضی مورچه ها برای تهیه ی غذای خودشان هیچ فعالیتی نمی کنند و غذایشان را از سایر مورچه ها به دست می آورند. یعنی انگل مورچه های دیگر می شوند.- مورچه های پرسه زن : لانه های خود را در نزدیکی لانه ی مورچه های دیگر می سازند. آن گاه هم از مواد دور ریخته شده ی آن ها تغذیه می کنند و هم زمانی که کارگرها مشغول بردن مواد غذایی به لانه ی خود هستند،غذای آن ها را به زور از چنگشان در می آورند.

مورچه های سارق : آنها به آرامی وارد لانه ی موریانه ها و مورچه ها می شوند و غذای ذخیره شده ی آن ها را می دزدند و نوزادانشان را شکار می کنند.
– مورچه های برده دار : این مورچه ها به آرامی وارد لانه ی سایر انواع مورچه ها می شوند و پیله های آنان را می دزدند و به لانه ی خود می برند و از پیله های دزدیده شده مراقبت می کنند. پس از خروج کارگر ها، از پیله های دزدیده شده آن ها را وادار می سازند که کارهای مربوط به لانه شان انجام دهند.

جامعهٔ مورچه ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است. این تشابه با جوامع انسانی سالهاست که الهام بخش و موضوع مطالعات بوده است . خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه ها در مراسم مذهبی ،تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند. برخی از گونه ها بخاطر نقشی که در کنترل زیستی آفت ها ایفا می‌کنند بسیار ارزشمند هستند،هرچند توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها با انسانها شده است. آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.

ساختمان مورفولوژیکی مورچه
مورچه ها گرچه از نظر اندازه ظاهری با یکدیگر فرقهای زیادی دارند، ولی از جهت شکل ظاهری کم و بیش شبیه یکدیگر هستند. بر روی سر مورچه یک جفت شاخک یا آنتن وجود دارد. این شاخکها مدام حرکت می کنند، زیرا اینها شاخکهای معمولی نیستند. بلکه اندامهای بویایی جانور به شمار می روند. بنابراین مورچه در عین حال که فاقد بینی است، ولی حس بویایی دارد. شاخکها همچنین به مورچه کمک می کنند تا مورچه های دیگر را بشناسد و با آنها ارتباط برقرار کند.

سر مورچه شامل مغز، یک جفت چشم مرکب و آرواره های قوی و دهان است. علاوه بر چشم مرکب، بیشتر مورچه ها دارای اندام بینایی دیگری به نام چشم ساده هستند. بین شکم و تنه این حشرات پایه ای وجود دارد که به وسیله آن شکم می تواند حرکات زیادی در جهات مختلف انجام دهد. مورچه های کارگر دارای سرکوچکی هستند، در صورتی که نرماده ها دارای سری بزرگ می باشند. آرواره های این حشره نسبتاً قوی است و پاهایش به چنگال ختم می شوند.
بالهای جنس ماده حشره مذکور پس از جفت گیری می افتند. عمر مورچه های کارگر ۸ تا ۱۰ماه، مورچه ملکه یک سال و مورچه های نر ماده فقط دو هفته است. یعنی پس از جفتگیری با ماده می میرند.

قدرت و هوش
مورچه ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آن‌ها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه ها را از بین خواهند برد.

مکان یابی مورچه ها
شمارى از زیست شناسان در صدد بر آمده اند با مطالعه دقیق تر در نحوه عمل این حشرات از مدلهاى رفتارى آنان براى حل مسائلى که مهندسان با آنها مواجه هستند، کمک بگیرند. چند دهه قبل، زمانى که “ریچارد فاینمن” فیزیکدان خوش ذوق آمریکایى سرگرم کار روى رساله دکتراى خود بود، متوجه شد لشکرى از مورچه ها به اتاق او هجوم آورده اند و گنجه اى را که او مواد غذایى اش را در آن نگاه مى داشت مورد حمله قرار داده اند.رفتار این مورچه ها ذهن حساس و مسئله یاب این فیزیکدان جوان را تحریک کرد و او مصمم شد از اسرار رفتار دقیق و حساب شده این موجودات سر درآورد. هر چند فاینمن نتوانست به همه پرسشهایى که در آن زمان در مورد رفتار مورچه ها داشت پاسخ دهد، اما این پرسشها، از جمله اینکه مورچه ها چگونه به وجود مواد غذایى در گنجه قفل شده پى مى برند؟ یا آنکه چگونه راه لانه تا محل غذا و بالعکس را پیدا مى کنند؟ یا آنکه چگونه به یکدیگر درباره وجود مواد غذایى و محل آنها اطلاع مى دهند؟ و اینکه آیا هیچ تصورى از هندسه و مکان در ذهن دارند؟ موجب شد که شمارى از زیست شناسان و محققان به بررسى جدى در این زمینه بپردازند. گزینش طبیعى جست وجوى غذا را به صورت فعالیتى که براى بقا ضرورى است در قیاس با دیگر فعالیتها اولویت مى بخشد.

این فرآیند، همچنین نسل مورچه هایى را که قادرند به نحو موثرترى اطلاعات مفید را به مورچه هاى دیگر انتقال دهند، مثلا با بر جاى گذاشتن رد پاى شیمیایى از محل غذا در برابر مورچه هایى که کمتر در این زمینه موفقند، پایدار مى سازد. آشنایى با هندسه و مکان نیز شانس بقاى مورچه ها را بالا مى برد، به این شرط که مکانیسم قابل استفاده اى در این زمینه موجود باشد و این امر بر بازده یافتن غذا بیفزاید.

فاینمن در آزمایش خود مورچه ها را بر روى یک تکه کاغذ از نقطه اى به نقطه دیگر مى برد و در برابرشان اندکى شکر قرار مى داد تا دریابد که آیا این مورچه ها مى توانند دیگر مورچه ها را از محل غذا مطلع سازند؟ اما مطالعاتى که او در خصوص آشنایى مورچه ها با هندسه انجام داد نتایج متناقضى به بار آورد. او به عنوان نمونه مشاهده کرد مورچه هایى که در اتاقش سرگرم فعالیت هستند نمى توانند مسیر صحیح را از مسیر ناصحیح در امتداد یک راه خاص تشخیص دهند. اما بعدها در جنگلهاى برزیل شاهد آن بود که مورچه هاى برگ خوار این جنگلها از این توانایى برخوردارند.

او این فرضیه را مطرح کرد که مورچه هاى برزیلى از نوعى ماده شیمیایى براى تعیین جهت صحیح در مسیر حرکت استفاده مى کنند. به عبارت دیگر این مورچه ها مى توانند یک مسیر را به صورت الف – ت – ب – ت – فاصله – ب، الف، ت و ب – فاصله مشخص کنند که به معناى آن است که مسیر حرکت غیر متقارن است. در حالى که مسیرى که به صورت الف، فاصله، الف و … علامتگذارى شده، صرفا یک مسیر متقارن را نمایش مى دهد. اما آزمایشهاى بعدى او در منزلش در کالیفرنیا نتوانست نتیجه روشنى به بار آورد.

فاینمن متذکر شد که شواهد نشان مى دهد مورچه ها مسیر و جهت را تشخیص مى دهند، اما آزمایشهاى او نمى تواند این نکته را که مورچه ها حس تشخیص هندسه و جغرافیاى موقعیت را دارند مشخص سازد. اما تحقیقات بعدى به وسیله زیست شناسان نشان داده که در میان ۲۰ هزار نوع مختلف از مورچه ها، روش هاى یکسانى براى راهیابى به کار نمى رود و همه این انواع مختلف به یک میزان از توانایى در تشخیص مسیر برخوردار نیستند. بسیارى از مورچه ها از نشانه هاى بیرونى در مسیر براى تشخیص موقعیت و جهت خود استفاده مى کنند. زمانى تصور مى شد که مورچه هاى برگ خوار جنگلهاى برزیل از میدان مغناطیسى زمین براى این منظور کمک مى گیرند.

پژوهشهاى تازه روشن ساخته که یک نوع مورچه معمولى موسوم به مورچه قرمز از درک هندسى برخوردار است و محققان اکنون بر این باورند که احتمالا دیگر انواع مورچه ها نیز داراى این توانایى هستند. یک دسته از مورچه هاى قرمز شبکه اى را به وجود مى آورند که از دهانه لانه تا محیط اطراف پراکنده مى شود. این شبکه بازوهایى به صورت حرف انگلیسى ایگرگ y با زاویه اى در حدود ۶۰ درجه به وجود مى آورد. به عبارت دیگر مورچه ها در هنگام خروج از لانه و حرکت در محیط اطراف اینگونه و با این زاویه شاخه شاخه مى شوند. اما اگر مورچه اى در مسیرى نادرست در امتداد یک شاخه در حال حرکت باشد و به تقاطعى با زاویه ۱۲۰ درجه برخورد کند نمى تواند جهت خود را تنظیم کند. زاویه کمتر از ۱۲۰ درجه براى بازوهاى شاخه هاى ایگرگ شکل نوعى عدم تقارن میان لانه و محیط به وجود مى آورد.

اما زاویه دقیقا ۶۰ درجه و ۱۲۰ درجه به معناى تقارن کامل است و در این زاویه توانایى مورچه براى تنظیم جهت خود به حداکثر مى رسد. این نکته نشان مى دهد که فرضیه فاینمن در مورد علامتگذارى مسیر به وسیله مورچه ها به صورت الف – ب – فاصله – الف – ب – فاصله، نادرست است. زیرا در عمل حرکت هزاران مورچه از چنین مسیرى موجب مى شود این علامتگذارى ها مخدوش شوند.

مورچه هایى که فاینمن براى آزمایش برگزیده بود، براى مقصود خاصى که او در نظر داشت یعنى درک قابلیت هاى هندسى، نمونه هاى مناسبى نبودند. چون فاینمن فیزیکدان بود و نه زیست شناس و اطلاعى از انواع گوناگون مورچه ها نداشت. در حالى که زیست شناسان توانسته اند با مطالعه در انواع مختلف مورچه ها و از جمله مورچه هاى قرمز به این قابلیت هندسى طبیعى پى ببرند.

ارتباط با همنوعان
مورچه ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از فرومون استفاده می‌کنند. این سیگنال‌های شیمیایی در مورچه ها نسبت به سایر نازک‌ بالان تکامل یافته تر است. همانند سایر حشرات مورچه ها برای تشخیص بوی فرومون، از شاخکهای بلند و نازکِ متحرک خود استفاده میکنند. مورچه بوسیله دو شاخک خود اطلاعاتِ لازم درمورد جهت و شدت بو را استخراج می‌کند.

از آنجایی که اغلب مورچه ها در روی سطح زمین زندگی می‌کنند، آنها از سطح خاک برای بر جا گذاشتن رد فرومون استفاده می‌کنند تا دیگر مورچه ها نیز بتوانند آنرا دنبال کنند. در گونه هایی که بصورت گروهی کاوش می‌کنند مورچه ای که غذا پیدا می‌کند یک رَد فرومون در مسیر بازگشت به لانه برجای می‌گذارد و این مسیر بوسیله دیگر مورچه ها دنبال می‌شود، پس از بازگشتِ مورچه های دیگر با غذا، این مسیر تقویت می‌شود. هنگامی که منبع غذا تمام می‌شود، دیگر رَد جدیدی توسط مورچه ها، در مسیر بازگشت گذاشته نمی‌شود و بوی فرومون به آرامی محو می‌شود.

این عمل باعث می‌شود که مورچه ها با تغییرات محیط خود را هماهنگ کنند. به طور مثال هنگامی که یک مسیر مشخص شده به سمت منبع غذایی توسط یک مانع سد می‌شود مورچه ها مسیر را رها می‌کنند تا مسیر جدیدی پیدا کنند. اگر مورچه ای موفق شود، رَد جدیدی بر جای میگذارد که شامل مسیر کوتاه تر‌ی به لانه می‌باشد. مسیر های موفق به سمت منبع غذا بوسیله سایر مورچه ها دنبال می‌شوند و مسیر های بهتر تقویت می‌شوند تا در نهایت بهترین مسیر پیدا شود.

انتقال فرومون مخلوط با غذا توسط دو مورچه 

نظام مورچه ها
مورچه ها از فرومون، تنها برای رَد یابی استفاده نمی کنند. هنگامی که یک مورچه آسیب می‌بیند از خود فرومونِ خطر ساطع می‌کند که باعث می‌شود مورچه های اطراف او در حالت تهاجمی قرار بگیرند و همچنین مورچه های بیشتری به آن منطقه جذب شوند. برخی از گونه های مورچه از فرومون خاصی به نام فرومونِ پروپاگاند استفاده می‌کنند که باعث می‌شود دشمنانشان دچار سردرگمی شوند و به یکدیگر حمله کنند.

فرومون بوسیله ساختارهای زیادی تولید می‌شود که شامل غدد دوفور، غدد سمی و غده‌های موجود در روده، دُم، روده راست ، استرنم و درشت نی می‌شوند. فرومون ها همچنین بین مورچه های لانه رد و بدل می‌شود این عمل بصورت ترکیب شدن فرومن با غذا و سپس انتقال دادن آن از طریق دهان مورچه ای به مورچه دیگر صورت می‌گیرد. این به مورچه ها کمک می‌کند که بفهمند چه وظیفه ای باید انجام دهند.‌(به طور مثال : جمع آوری آذوقه یا نگهداری از لانه). در گونه هایی از مورچه ها که دارای ملکه هستند هنگامی که تولید نوع خاصی از فرومون توسط ملکه متوقف شود کارگران ملکه جدیدی را انتخاب می‌کنند.

برخی دیگر از انواع مورچه
– مورچه خرمن چین : مورچه ای است که از گیاهان اطراف خود دانه می چیند و به لانه خود می برد و از آنها استفاده می کند.
– مورچه شیردوش یا گله دار : این مورچه ها به شکار شته ها می روند، آنها را گله گله در لانه جای می دهند و با نواختن ضربه های محکمی بر پهلویشان، مایع شیرین مزه ای از اندامشان برای خود می دوشند.
– مورچه های باغبان : دسته دیگر از مورچه ها باغبانی می کنند، یعنی قارچهای بسیار ریزی را می پرورند و خوراکشان را فقط از آنها تهیه می کنند. برای کشت قارچها نیاز به باغچه ای هم دارند که برای این کار خمیری فراهم می کنند و قارچهای مورد نظر خود را بر روی آن می کارند.

– مورچه های آسیابان : این نوع مورچه ها با کله بزرگ و فکهای نیرومندشان دانه ها را آسیاب می کنند.
– مورچه فرعون : یکی از انواع مورچه ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوارها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهی استفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند.
– مورچه آتشی سرخ : با نام علمی  solenopsis invicta، که بومی آمریکای جنوبی است، با احساس خطر بر روی آب، دست به دست هم داده و از گروه خود، قایقی درست می‌کنند که می‌تواند وزن‌های سنگینی را حمل کند.

چرخه زندگی مورچه ها
چرخه حیات مورچه بسیار جالب است. ماده های یک کلنی یعنی ملکه تا ارتفاع زیادی در آسمان به پرواز در می آیند و نرها نیز به دنبالشان می روند. پس از این پرواز جفت گیری، نرها فوراً می میرند و ملکه پایین می رود و به تنهایی آغازگر یک گروه یا دسته جدید می شود. او آشیانه ای حفر می کند و تخم می گذارد. پس از آن کرمهایی که فاقد پا هستند، از تخم بیرون می آیند، ملکه مادر به آنها کمک می کند تا پیله ای به دور خود بتنند. هنگامی که مورچه جوان به اندازه کافی رشد کرد، ملکه یک سرپیله را سوراخ می کند و مورچه را از داخل محفظه خود خارج می سازد. این کارگران تازه نفس، تقریباً به فوریت زندگی پرکار و فعال خود را آغاز می کنند که وقف ملکه و بقیه اعضای گروه است.

اجزای یک سلول

اندامک‌های بسیاری وجود دارند که اجزای مختلفی از سلول را می‌سازند. این اجزاء و عمل کردهای آنها در به وجود آمدن و بقای حیات هر موجود زنده‌ای کمک می‌نمایند. مقاله‌ی زیر شما را یاری می‌رساند تا اطلاعات بیشتری را درباره‌ی یک سلول به دست آورید.

واحد اصلی و اساسی حیات سلول است. شما خواهید دید که صدها و میلیون‌ها نوع از سلول‌های مختلف زنده در این جهان وجود دارند. این سلول‌ها در کنار یک دیگر یک موجود زنده‌ی چند سلولی را به وجود آورده و یا این که هر سلول موجود زنده‌ی تک سلولی‌ای را پدید می‌آورد. هر سلول منحصر به فرد می‌باشد و عمل کردها و ویژگی‌های خاص خود را دارد. سلول‌ها به دو دسته‌ی سلول‌های یوکاریوتی و سلول‌های پروکاریوتی تقسیم بندی می‌شوند. سلول‌های پروکاریوتی موجودات زنده‌ی تک سلولی‌ای را پدید می‌آورند که بزرگترین گروه موجودات زنده را تشکیل می‌دهند. تمامی باکتری‌ها شامل یک سلول پروکاریوتی می‌شوند که از اجزای ساده‌ای تشکیل شده است. از طرف دیگر سلول‌های یوکاریوتی صورتی پیش رفته از سلول‌هایی می‌باشند که موجودات زنده‌ی چند سلولی و تعدادی از موجودات زنده‌ی تک سلولی‌ای که از اجزایی پیچیده برخوردار می‌باشند را پدید می‌آورند. این سلولها همان گونه که بعداً متوجه شباهت‌های میان سلول‌های پروکاریوتی و سلول‌های یوکاریوتی خواهید شد از سلول‌های پروکاریوتی تکامل پیدا کرده‌اند.

عمل کردهای یک سلول

سلول مهم‌ترین ساختار یک موجود زنده می‌باشد. هر نوع سلول عمل کردی خاص برای به اجرا گذاشتن دارد و در مکان‌هایی خاص از بدن یک موجود زنده جای دارد. سلول به تنظیم نمودن حرکت آب، مواد خوراکی و مواد زائد به سمت درون و بیرون بدن کمک می‌نماید. سلول در بر گیرنده‌ی کد حیات یعنی DNA می‌باشد که سوخت و ساز پروتئین‌ها و انتقال اطلاعات ژنتیکی و وراثتی از سلول مادر به سلول دختر را هماهنگ می‌سازد. سلول هم چنین شامل ریبوزوم می‌شود که برای سوخت و ساز پروتئین بسیار مهم و حیاتی است. تولید انرژی در میتو کندری صورت می‌پذیرد و هضم مواد غذایی و دیگر مواد با کمک لیزوزوم‌ها انجام می‌پذیرد. اجزای بسیار دیگری در سلول وجود دارند که هر کدام از آنها از عمل کردی منحصر به فرد برخوردار هستند. اجازه دهید به جزئیات اجزای مختلف سلول و کاری که به انجام می‌رسانند بپردازیم.

اجزای یک سلول و عمل کردهای آنها

غشای سلولی

بیرونی‌ترین پوشش یک سلول را غشای سلولی می‌نامند. غشای سلولی مانند یک پلیس ترافیک عمل می‌نماید که ورود و خروج مواد را تنظیم می‌نماید، یعنی یون‌ها و مواد محلول. این امر به تنظیم نمودن تعادل درونی سلول کمک می‌کند.

دیواره‌ی سلولی

بیرونی‌ترین پوشش یک سلول گیاهی دیواره‌ی سلولی خوانده می‌شود. این دیواره از سلولز ساخته شده است و تکیه‌گاهی مکانیکی را برای سلول فراهم می‌آورد.

سانتروزوم

سانتروزوم قسمتی از یک سلول حیوانی است. یک سلول حیوانی ممکن است شامل یک و یا دو سانتروزوم شود که به میتوز کمک می‌نماید.

کلرو پلاست

کلرو پلاست‌ها دشتاره‌های سبز رنگی هستند که بخشی از سلول گیاهی محسوب می‌شوند. آنها در معرض تابش نور خورشید با استفاده از عمل فوتو سنتز به تولید غذا کمک می‌کنند.

کرو موپلاست

کرو موپلاست‌ها نیز اندامک‌هایی از سلول گیاهی هستند که در سلول‌های مختلف از رنگ‌های متفاوتی برخوردار هستند.آنها شامل زانتوفیل و کاروتین می‌شوند که به تولید و دادن رنگ به گل‌ها و میوه‌ها کمک می‌نمایند.

سیتو پلاسم

به مخلوط آب و ترکیبات آلی و غیر آلی حل پذیر سیتوپلاسم گفته می‌شود. اکثر بخش‌های یک سلول در سیتو پلاسم قرار دارند. تمامی وظایف و فعالیت‌های مربوط به سوخت و ساز یک سلول حیوانی در این جا به وقوع می‌پیوندند.

ریز تورینه‌ی درون دشته‌ای

ساختارهای لوله مانندی که در نزدیکی هسته‌ی سلول یافت می‌شوند و به فراهم آوردن تکیه گاهی برای هر دو سلول گیاهی و حیوانی کمک می‌نمایند ریز تورینه‌ی درون دشته‌ای خوانده می‌شود. دو نوع ریز تورینه‌ی درون دشته‌ای وجود دارند، ریز تورینه‌ی نرم و لطیف بدون ریبوزوم‌های وابسته و ریز تورینه‌ی زبر و خشن که دارای ریبوزوم‌های وابسته است.

بدنه‌های گولجی

دستگاه‌ها و بدنه‌های گولجی ساختارهایی کیسه مانند صاف هستند که بر روی یک دیگر انباشته شده‌اند. آنها به ترشح و انبار کردن هورمون‌ها و آنزیم‌هایی می‌پردازند که به نقل و انتقالات برون سلولی کمک می‌نمایند.

لوکوپلاست‌ها

اندامک‌هایی در سلول گیاهی وجود دارند که نوعی پلاستید بی رنگ هستند و به انبار کردن نشاسته کمک می‌کنند.

لیزوزوم

این بخش از سلول حیوانی کیسه‌ای غشایی است. لیزوزوم بخشی از دستگاه گولجی است که شامل آنزیم‌های مختلفی است. لیزوزوم به گوارش درون سلولی و زدودن مواد خارجی کمک می‌نماید. آنها هم چنین “کیسه‌های خودکشی” نیز خوانده می‌شوند چرا که اگر یکی از آنها بترکد تمام سلول نابود خواهد شد.

میتو کندری

میتو کندری از دو لایه‌ی غشایی برخوردار است که از میان آنها غشای درونی برای شکل دادن تیغه‌ها در هم پیچیده می‌شود. میتوکندری نیروگاه سلول است، جایی که نوکلئوتید ATP با عمل تنفس سلولی تولید می‌گردد.

غشای هسته‌ای

پوشش هسته غشای هسته‌ای نامیده می‌شود. غشای سلولی از روزنه‌های بسیاری برخوردار است که به نقل و انتقال مواد کمک می‌نماید.

هستک

هستک حاوی RNA است و RNS را به همراه طرح‌های پروتئینی که باید مورد سنتز قرار گیرند به سویریبوزوم ارسال می‌کند.

دشته هسته

مایعی غلیظ که حاوی الیاف‌های کروماتین ساخته شده‌ی از DNA است دشته‌ی هسته خوانده می‌شود. الیاف‌های کروماتین پس از تقسیم سلولی تحت عمل تغییراتی در ساختار قرار می‌گیرند و کروموزوم نامیده می‌شوند. این کروموزوم شامل اطلاعات وراثتی ژن‌ها می‌شود.

هسته

مغز یک سلول، هسته‌ی سلول، عمل کردهای انجام شده و رخ داده در سلول را کنترل می‌نماید. هسته‌ی سلول طرح حیات را که DNA است در خود جای می‌دهد.

ریبوزوم

بخشی از سلول است که حاوی RNA است و به سنتز پروتئین کمک می‌کند.

واکوئل

بزرگترین و فراوان‌ترین آبدانک یک سلول گیاهی واکوئل نامیده می‌شود. واکوئل در بر گیرنده‌ی مایعاتی است و به ذخیره‌ی مواد، مواد در حال ساخت، و آب کمک می‌نماید.
این تمام مطلب درباره‌ی بخش‌های مختلف یک سلول و نحوه‌ی عمل کرد آنها بود. دیواره‌ سلولی، واکوئل مرکزی و کلرو پلاست‌ها بخش‌های مجزای یک سلول گیاهی و سلول حیوانی هستند. کوچک‌ترین واحد حیات در واقع مهم‌ترین آنها برای بقای حیات است. امید داریم که این مقاله درباره‌ی سلول‌ها برای خواندن و مطالعه‌ی شما سودمند و مفید واقع گردیده باشد.

سلول چیست؟

کوچکترین واحد حیاتی پیکره هر موجود زنده را سلول می گوییم.

می توان گفت چنانچه بدن موجودات را به یک ساختمان تشبیه کنیم سلول ها به تعبیری آجرهای تشکیل دهنده ی بنا هستند.

هر سلول از اجزای مختلفی تشکیل شده است که به طور عمده سیتو پلاسم، غشای سیتوپلاسمی و هسته هستند.

سیتوپلاسم چیست؟

سیتوپلاسم شبیه مایع غلیظی به نظر می رسد که حاوی مواد مختلف از جمله آنزیم هاست.

آنزیم ها از جنس پروتئین بوده و درون خود سلول ساخته می شوند و وظیفه ی آنها اداره کردن تغییرات شیمیایی داخل سلول است.

در واقع شبیه یک کاتالیزور عمل می کنند. یعنی انجام یک واکنش شیمیایی را تسریع می کنند، بدون اینکه خود در آن شرکت کنند و بنابراین مصرف نمی شوند؛ لذا می توانند بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرند.

علاوه بر آنزیم ها در سیتوپلاسم تعدادی اجزای بسیار کوچک وجود دارند که در ساختن سیتوپلاسم نو، و همچنین تولید موادی که در خارج از سلول باید مصرف شوند و یا در تجزیه ی مواد برای تولید انرژی، نقش دارند.

ضمنا دانه های نشاسته یا قطرک های چربی که در واقع غذاهای ذخیره ای تلقی می شوند نیز ممکن است در سیتوپلاسم یافت شوند….

و در نهایت هسته ی سلول ها درون سیتوپلاسم جای دارد.

هسته چیست؟

هسته ی هر سلول در واقع نقش مدیریت تغییرات شیمیایی که درون سیتوپلاس رخ می دهد را بر عهده دارد.سلول چیست؟

هر سلول دارای یک هسته است که معمولاَ کروی بوده و همانطور که ذکر شد به وسیله ی سیتوپلاسم احاطه شده است.( قسمت صورتی رنگ)

از دیگر وظایف هسته کنترل تقسیم سلولی است. در واقع سلول بدون هسته قادر به تولید مثل نیست.

هر سلول برای تولید مثل می بایست به دو سلول دیگر تقسیم شود. و این تقسیم تنها مناطق رشد صورت می پذیرد.

از نمونه های مهم رشد می توان به دو سر استخوان ها و بشره پوست در جانوران و انتهای ریشه ها و جوانه ها در گیاهان اشاره کرد.

هر سلول تقسیم شده و دو سلول جدید پدید می آورد؛ دو سلول حاصل نیز ممکن است روند تقسیم را ادامه داده، سلول های جدیدی را پدید آورند…

اما معمولاَ یکی از دو سلول رشد می کند و به منظور انجام کار ویژه ای شکل و ساختارش تغییر می یابد.

به عبارت بهتر این سلول در حال رشد تخصصی می شود و با این اتفاق قابلیت تقسیم بیشتر را از دست می دهد.

هسته همچنین با توجه به مواد شیمیایی که درون خود دارد، تعیین می کند که سلول از چه نوعی است.

مثلا سلول خونی است یا مربوط به بافت کبد است.

غشای سیتوپلاسمایی چیست؟

این غشا لایه ی بسیار نازک و قابل انعطافی است که اطراف سلول را فرا می گیرد و علی رغم اینکه بسیار نازک است مانع خروج محتویات سلول و مخلوط شدن آنها با مواد اطراف می شود.

همچنین بر ورود  وخروج مواد به داخل و خارج سلول نظارت دارد.

سلول ها در شکل ها و اندازه های متفاوتی وجود دارند.

مثلاَ سلول های ماهیچه ای و سلول های عصبی که ممکن است بسیار دراز باشند، سلول های مژک دار، سلول های خونی و …

سلول های ماهیچه ای

ویژگی این شکل از سلول ها در این است که می توانند طول خود را کاهش دهند، این اتفاق وقتی توسط تعدادی از سلول ها به طور هم زمان صورت می گیرد، لایه ی ماهیچه ای منقبض می شود…

سلول چیست؟

سلول های عصبی

این سلول ها برای هدایت پیام عصبی تخصص یافته اند.

هر عصب از اجتماع صدها رشته عصبی درست می شود

رشته های عصبی ممکن است خیلی بلند باشند. مانند رشته های عصبی که از پا تا نخاع ادامه دارند…

سلول های مژک دار

این سلول ها لایه ی داخلی بینی و نای را تشکیل می دهند.

زواید پلاسمایی سلول ها به نام مژک، با حرکت مداوم، مایع درون خود را به سمت خار جریان می دهند و بدین ترتیب میکروب ها و ذرات غبار را از شش ها دور می کند.

سلول چیست؟

گلبول سفید

نوعی از سلول های خون است که برای خوردن باکتری های زیان آور تخصص یافته است.

گلبول سفید می تواند با تغییر شکل دادن به بدن خود، حرکت کند. ضمنا قادر است از دیواره ی مویرگ ها بگذرد و وارد بافت های اطراف شود.