معنی شعر باز باران باترانه

معنی شعر به زبان ساده (شعر از: گلچین گیلانی)
بند اول: باز هم باران، با صدایی همانند سرود و آواز و با دانه های فراوانی چون دانه های مروارید بر بام خانه می خورد. این لحظه مرا به یاد روز بارانی می اندازد. روز پیش که در آن جنگلهای سرسبز استان گیلان لحظات خوبی را می گذراندم و به گردش می پراختم.
بند دوم: کودک ده ساله ای بودم، بسیار شاد و با نشاط، با پوستی نرم و نازک و با پاهایی چابک و زرنگ، با همان پاهای کودکانه خود مانند آهو تند و سریع می دویدم و از سر جویهای آب می پریدم.
بند سوم: از خانه دور می شدم، در آن حال از پرنده و آواز آن و همچنین از هوهوی بادی که می وزید، داستانهای پنهان و اسرار زندگی را می شنیدم و رعد و برق مانند یک شمشیر تیز و بران.
بند چهارم: ابرها را پاره می کرد و غرش ابر مانند دیوانه ای که می غرد و می خروشد. گویی بر ابرها مشت می زد. جنگل مانند دریا (درختان و شاخه ها و سبزه زارها) از دست باد فراری و وزنده، چرخ می زد و شاخسارها به این سو و آن سو می رفتند و دانه های گرد باران، در همه جا پهن می شدند و همه جا را خیس می کردند.
بند پنجم: سبزه زار جنگل که در زیر درختان قرار داشت از شدت باران، کم کم مانند دریا پر آب شد. و در داخل این دریای پرجوش و خروش (شاعر سبزه زار پر از آب باران را به دریا تشبیه کرده) عکس و نمای جنگل به صورت سرنگون یا وارونه پیدا شد (عکس جنگل در این آب افتاد). این باران بسیار گوارا و دلنشین بود و به به که این باران چقدر زیبا بود. در میان این همه ریزش باران که مانند پاشیدن دُر و گوهر بود، رازها و اسرار ابدی و همچنین پندها و درسهای آسمانی را می شنیدم (در حقیقت شاعر می خواهد بگوید که با نعمتهای خداوند انسان به زیبایی خلقت بیشتر پی می برد و قدرت خدواند را شکر و سپاس می گوید.)
بند ششم: و این اسرار ابدی و پندهای آسمانی آن است که ای کودک دلبند من، از من بشنو و بدان که در پیش چشم کودکی که خرداد (در آینده) مردی خواهد شد. زندگی چه تیره و سخت و چه روشن و زیبا، بسیار دل انگیز است. بسیار دل انگیز است بسیار دل انگیز است.
به این نکته توجه کنید:
کلمه های همه خانواده زیر را بخوانید و به معنی آنها دقت کنید.
شبیه: یعنی مانند و مثل –  مداد من شبیه مداد تو است.
تشبیه: مانند کردن، شبیه کردن – کارهای این دانش آموز را می توان به کارهای دانشمندی تشبیه کرد.
شباهت: مانند بودن، شبیه بودن –  این قصه شباهت زیادی با آن داستان دارد.
گاهی برای بیان زیبایی و چگونگی چیزی آن را به چیز دیگری تشبیه می کنند.
مانند: دانه های باران مثل دانه های مروارید هستند.
در اینجا قطرات باران به دانه های مروارید تشبیه شده است.

شعر باران

شعر باران، در قالب چهارپاره سروده شده و گونه‌ای از بحر طویل است. شعری که تعلیم نمی‌دهد و نصیحت نمی‌کند. شاعر به در نمی‌گوید تا دیوار بشنود اصلا کمتر حرف می‌زند و بیشتر فضاسازی می‌کند و تصویر می‌دهد. زبان، بی‌نهایت ساده است. گویی ساده‌تر از آن، نمی‌توان از باران و گشت و گذار در جنگل گفت.
وزن خوب این شعر و مصراع های کوتاه در کنار تکرارهاو به کارگیری قافیه های تقریباً آزاد، شعری مناسب کودکان است. لحن عمومی حاکم بر فضای این شعر، لحن شاد و نشاط انگیز روایی به شیوه ی بیان خاطره است که سه چهارم آغاز شعر را شامل می شود. در ادامه از شیوه ی بیان توصیفی برای توصیف تفریحات کودکانه همراه با لطافت و لذت ناشی از یادآوری آنها بهره می گیرد.
در قسمت توصیفی این شعر، شاعر اوج و فرودی بسیار زیبا را به نمایش گذاشته است؛ ابتدا با توصیف لذت های حضور در جنگل و آغاز باران کار را شروع کرده، سپس با به تصویر کشیدن قدرت رعد و برق و باد مخاطب را به اوج هیجان رسانده است. پس از آن دوباره با وصف قطرات باران و جمع شدن آب در میان سبزه ها و مشاهده ی جنگل در آب، از نقطه اوج به فرود می رسد و در پایان با جملات عاطفی “بس گوارا بود باران!” و ” به !چه زیبا بود باران” این تنش ایجاد شده را به آرامش محض بدل می کند تا جایی که سکوتی همراه با لذت و تخیل را در پی دارد.

این شعر یکی از شعر هایی است که ما معلمین هم باآن خاطره داریم و میتوانید تصویر و آهنگی که در زمان کودکیتان از این شعر داشتید را به فراگیران ارائه دهید که این کار بسیار برای آنها جالب است.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
همین حالا دیدگاه خود را ثبت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *